موانع حضور جوانان در مسجد
با توجه به ویژگیهای شخصیتی جوانان و حساسیت و تأثیر رفتار آنان در آینده انقلاب، در این بخش موانع حضور جوانان در مسجد را بررسی میکنیم. البته موانع رونق و شکوفایی مسجد در حاضر نشدن جوانان در این مکان، مؤثر است.
موانع حضور جوانان در مسجد
با توجه به ویژگیهای شخصیتی جوانان و حساسیت و تأثیر رفتار آنان در آینده انقلاب، در این بخش موانع حضور جوانان در مسجد را بررسی میکنیم. البته موانع رونق و شکوفایی مسجد در حاضر نشدن جوانان در این مکان، مؤثر است.
ابتدا باید به کارکرد و قابلیتهای تربیتی مسجد اشاره کرد که به تعبیر قرآن کریم، تزکیه بر تعلیم مقدم است، و به طبع بعد تربیتی، به جنبه آموزشی نیز اشاره خواهیم کرد.
ابعاد تربیتی مسجد به گونه ای با ابعاد عبادی آن مرتبط است؛ زیرا عبادت پرورش دهنده روح و روان آدمی بوده و پاسخ به آن در واقع، پاسخ به یک نیاز طبیعی و مهم اوست. کسی که نیازهای جسمی و روانی خود را به طور منطقی پاسخ گوید شخصیتی متعادل می یابد. ارتباط با خداوند که دارای شکل ها و گونه های مختلفی مانند نماز، دعا و ... می باشد، در حالت کلی مقید به یک مکان خاصی نیست، به عکس مسیحیت که یک تعصب جاهلانه ای نسبت به کلیسا دارند، لذا انسان می تواند در هر لحظه و در هر مکانی، با معبود خویش ارتباط برقرار کند، اما با این اوصاف مسجد یک جایگاه ویژه پیدا کرده است، به این صورت که نماز با حضور قلب بالا در خانه، از ارزش کمتری نسبت به نماز جماعت در مسجد ولی با حضور قلب کمتر دارا می باشد.
گاهی در میان حلقه متربیانی هستند (یا متربیانی برای عضویت در حلقه ها مراجعه می کنند) که به لحاظ ظاهری (نوع پوشش ، آرایش مو و ...) در وضعیت مناسبی نیستند.میزان حساسیت سرگروه نسبت به این امور چقدر باید باشد؟امکان دارد در صورت حساسیت بیش از حد در فعالیت ها شرکت نکنند و از طرفی ممکن باعث سرایت این مورد به باقی متربیان شود.
تغییر ظاهر و لباس افراد از اموراتی است که نیازمند تغییر دیدگاه و فرهنگ
اشخاص است و ظاهر تا حد زیادی متأثر از باطن اشخاص است و بیتوجهی به این
امر، آسیبهایی چون ریاکاری و نفاق را به دنبال خواهد داشت.
بنابراین، شما باید گامبهگام به سمت برطرف کردن این مشکل بروید و نکاتی را مدّ نظر داشته باشید، از جمله:
دریافت
حجم: 162 کیلوبایت
این کتابچه شامل مباحث زیر است:
اصول مدیریت بسیجی |
مدل ساختاری مدیریت تربیتی اسلامی |
فصل اول : مبانی |
مبانی اندیشه های مدیریت بسیجی و تربیتی |
اصول و مبانی مدیریت |
فصل دوم : نظریه ها |
اخلاق مدیریت تربیتی و بسیجی |
وظایف سیستم مدیریت بسیجی و تربیتی |
رفتار سازمانی و روابط انسانی در مدیریت تربیتی و بسیجی |
مشاهده طبیعی یکی از کارآمدترین شیوه های شناخت و ویژگی های شخصیتی متربی است در این روش، مربی رفتار و عکس العمل متربی را در موقعیت های گوناگون در جلسات آموزشی ، فعالیت های گروهی، اردو، ورزش و ... با عینک ارزیابی زیر نظر می گیرد.
در این روش حتماً باید نتایج مشاهده طبیعی را به دقت یادداشت کنید تا مبنای گام های بعدی تربیتی شما باشد.
از دیگر راه های شناخت ویژگی های شخصیتی متربی، مصاحبه با فرد، دادن پرسش
نامه با هدف شناخت افکار، تمایلات ، احساسات، نگرش ها و نگرانی های او و
نیز اجرای آزمون های صفات شخصیت مانند آزمون های فرافکن و دورشاخ است.
مربی می تواند پاره ای از صفات شخصیتی فرد را نیز در قالب نظرسنجی از دوستان، هم کلاسی ها، بستگان فامیلی و غیره پیدا نماید.
از آنجا که ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماه ضیافت الهی است، برنامههای زیر به شما توصیه میشوند:
1ـ توجه و انس به قرآن از شایستهترین برنامههایی است که یک سرگروه میتواند برای حلقه برگزار کند.
2ـ بیان حکمتِ روزهداری با توجه به سن متربیان.
3ـ بیان احکام روزه به صورت مختصر برای متربیان غیرمکلف و به صورت کامل و مبتلا به برای متربیان مکلّف.
4ـ توجه دادن متربیان به ادعیه و مناجات و خلوت با خداوند متعال.
5-برگزاری مراسم افطار (با محوریت نماز اول وقت ؛ توجه ویژه به روزه اولی ها؛سخنرانی و ...)
6-برگزاری یکی از مراسم شب های قدر در جوار قبور مطهر شهداخاطره نویسی از اردوها و برنامه های حلقه یکی از فعالیت های خوبی است که علاوه بر کارکرد معمول خود می تواند چند حسن برای مربی و سرگروه داشته باشد.
از جمله بیان واقعی احساسات متربیان ؛ پی بردن به کمبود ها و کاستی ها ؛ شناسایی علایق و سلیقه متربی و آگاهی از مشکلات و موانعی که معمولا مربی و سرگروه به واسطه مشغله زیاد در اردو از آنها بی اطلاع می ماند و ..
سرگروه می تواند در جلسات حلقه روش های صحیح خاطره نویسی را آموزش دهد و یکی از برنامه های جنبی اردو برگزاری مسابقه خاطره نویسی باشد.
سایت http://www.rahianenoor.ir مطلبی را با عنوان آموزش خاطره نویسی منتشر کرده که می تواند کارگشای مربیان در این زمینه باشد.
مقدمه
اهداف رفتاری :
1- مربی بتواند آسیب هایی را که متوجه خود او است بشناسد و کنترل کند.
2- مربی بتواند آسیب هایی را که متوجه زیر مجموعه او است بشناسد و تلاش کند راه حل مناسب بیابد.
3- مربی بتواند سطح تعامل خود را با سازمان و مجموعه سرگروه ها بالا برد تا به مدیریت تعاملی دسترسی پیدا کند.
کلیات :
هدف :
1- شناسایی آسیب های محیط فعالیت مربی
2- جلوگیری از انحراف مسیر اصلی حرکت سرگروه ها و با؟؟؟ متربیان
امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش
روایت می کند که موسى بن عمران علیه السّلام گفت: بار خدایا آنهائى که در
روز قیامت، روزى که سایبانى جز سایبان تو نیست؛ در سایه عرش تو قرار می
گیرند،چه افرادى هستند؟ خداوند متعال فرمود: کسانى که دلشان پاک باشد،
کسانى که به مسجدها میروند و در آنجا مأوا گیرند، همان گونه که عقابه ا
به آشیانه هاى خود پناه میبرند. (برقی، ١٣٧١ق، ج١، ص:١٦)
دو رکنِ والدین و محیط در تربیت از اهمیت فراوانی برخورداراند. وقتی
والدین به عنوان مربیان اصلی فرزند، دغدغهی تربیت سالم و دینی او را داشته
باشند، طبیعی است که به دنبال محیطی سالم و نورانی برای رشد و تعالی فرزند
خود باشند و با تلاشهایی که خود آنان در راستای تربیت فرزندان انجام
میدهند، مکمّل خوبی برای تغذیهی تربیتی او خواهند شد. در این میان چه
محیطی را بهتر و نورانیتر از مسجد میتوان یافت؟
مسجد مکان
مقدّسی است که در ابتدا تداعیکنندۀ نماز جماعت و مراسمهای دینی و مذهبی
در ذهن میباشد، امّا اسلام مسجد را پایهگذاری نمود تا افزون بر دعا و
نیایش و عبادت، کانون تعلیم و تربیت و فعالیتهای آموزشی و فرهنگی نیز
باشد. یکی از کارکردهای مهمّ این نهاد مقدّس، کاربری آن در خصوص امور
تربیتی و آموزشی است. این مکان با کارکردهای بسیار زیادی که دارد، میتواند
والدین و تمامی دستاندرکاران تربیت را کمک نموده و راهگشای بسیاری از
مشکلات تربیتی آنان به شمار رود و از این طریق میتوانند استعدادهای فطری
خداجویانه کودکان و نوجوانان خود را بیدار نگهداشته و باعث تقویت باورهای
مذهبی و اعتقادی آنان شوند.
مباحث «حجت الاسلام و المسلمین سید علیرضا تراشیون» مشاور و کارشناس تربیتی
کودک و نوجوان در مورد گامهای اولیه تربیت «حضرت زهرا (سلام الله علیها)
به عنوان برترین الگوی تربیتی که در قبال فرزندان خودشان ارائه دادند...»؛
منبع: رادیو سراسری معارف (6:31)
جوانان و نوجوانان از ارکان مهم و بسیار حیاتی کشور ما هستند. تلاش برای هدایت صحیح علمی و فرهنگی این آینده سازان، از اصلی ترین تلاش های ممکن است.
در هر جامعه ای برای دستیابی به اهداف والای زندگی و پیشرفت کشور، تلاش هایی صورت می گیرد اما این تلاش ها بر اساس قواعد خاصی است و قانون حد و مرزهایی برای اعمال و رفتار انسان ها در مواجهه با اجتماع تعیین می کند که معمولاً آنها را ارزش و نقطه مقابل آن را ناهنجاری می نامند. در حقیقت این قواعد هستند که به تفکر و رفتار انسان ها نظم داده و آنها را هدایت می کنند.
ذهن و روح جوانان و نوجوانان نیز در این مورد نیازمند هدایت است و این مهم ابتدا بر دوش خانواده و سپس مربیان عزیز تربیتی و اردویی مدارس است. اما مربیان و سرپرستان اردوها باید بدانند که جوانان و نوجوانان در این برهه سنی از زندگی دارای مشکلات خاصی هستند که با مشکلات بزرگسالان و کودکان دارای تفاوت های زیادی است. نوجوانی در حقیقت دوره مشکلات عدیده و غیرقابل پیش بینی است.
لذا با توجه به مقدمه فوق رعایت موارد زیر توسط مربیان عزیز در اردوها در برخورد با نوجوانان و جوانان ضروری است.
ضرورت برگزاری اردوهای مختلف زیارتی برای حلقه ها برای همه دست اندرکاران تربیتی به خوبی روشن است. نیاز جامعه نوجوان و جوان ما به معنویات و هدایت درست این نیاز توسط مربیان تربیتی از مهم ترین مسائل پیش روی اردوهاست. آشنایی با اماکن متبرکه از جمله آستان مقدس ائمه علیهالسلام، امامزادگان و مراکز مقدس دیگری چون مساجد خاص از جمله مسجد مقدس جمکران با همراهی مربی و راهنمای آگاه به مسائل اعتقادی و مذهبی میتواند بسیاری از شبهات جوانان در این زمینه را پاسخ گفته و به افزایش روح مذهبی و اعتقادی و حس معنوی آن ها کمک نماید.
ما در این مقاله به معرفی بسته پیشنهادی خود برای برگزاری اردوی یکروزه در مسجد مقدس جمکران میپردازیم. این اردوی یک روزه از نظر فرهنگی و معنوی به دلیل بازدید از مجموعهای خاص که منسوب به امام زمان(عج) میباشد، اهمیت فراوانی دارد.
مربیان گرامی میتوانند قبل از برنامهریزی مقاله تکمیلی این یشنهاد که حاوی اطلاعات علمی و تاریخی مربوط به این اردوست را مطالعه بفرمایند.
چندسال پیش موفق به بازدید از یک مدرسه ژاپنی شدم. در بدو ورود آن چه برایم جالب بود آوای خوش و آرام زنگ پایان ساعت کلاس بود , صدای((دینگ دانگ)) که با شنیدن آن دانش آموزان به آرامی از کلاس های خود خارج شدند ( درست بر خلاف بعضی مدارس در ایران که دانش آموزان با شنیدن صدای دلخراش زنگ با نعره های عجیب و غریب یکدیگر را هل می دهند و از کلاس خارج می شوند!)
بى تردید، در زمینه نقش تربیتى مساجد پژوهش هایى انجام گرفته و منابع متعددى منتشر شده است. اما آنچه توسط نگارنده انجام شده پژوهشى است در زمینه برخى عوامل جذب جوانان به مسجد که با نظرخواهى از جوانان صورت گرفته و نتایج قابل توجهى به دست آمده است.
در این تحقیق، عوامل مورد نظر عبارت بودند از: امام جماعت ، وضعیت ظاهرى مسجد، کتابخانه مسجد، طولانى نشدن نماز جماعت، هیات امنا، و کانون فرهنگى مستقر در مسجد.
جامعه آمارى این تحقیق ۴۳۸ نفر از جوانان مذهبى بودند که از طریق پرسشنامه پاسخ بسته، مورد نظرخواهى قرارگرفتند.
نتایج به دست آمده پس از تجزیه و تحلیل آمارى، نشان مى دهد که اکثر قریب به اتفاق جوانان وضعیت ظاهرى مساجد (نظافت، ساختمان و امکانات مورد نیاز) را مهم ترین عامل جذب خود به مسجد مى دانند. طولانى نشدن نمازهاى جماعت، ویژگى هاى امام جماعت، کتابخانه، کانون هاى فرهنگى، و هیات أمنا ـ به ترتیب ـ در درجه بعدى از اهمیت قرار دارند. درجه بندى عوامل مزبور بدین قرار است:
۱ـ وضعیت ظاهرى مسجد، ۱/۸۱ درصد;
۲ـ طولانى نشدن نمازهاى جماعت، ۲/۷۲ درصد;
۳ـ امام جماعت مسجد، ۸/۶۹ درصد;
۴ـ کتابخانه مسجد، ۶/۵۵ درصد;
۵ـ فعالیت کانون هاى فرهنگى مساجد، ۵۴ درصد;
۶ـ هیئت امناى مسجد، ۶/۳۶ درصد.
با توجه به نزدیکی به ایام الله دهه فجر دو سرود برای اجرای گروه های سرود حلقه های صالحین در جشن های مرتبط با این ایام تقدیم می گردد:
سرود:بهار سبز فردا
شاعر : افسانه شعبان نژاد
آهنگ ساز: کامبیز روشن روان
کسى که نداند طلا چیست یا نقره چیست، اگر در این معدن به طلا هم برخورد کند، چون نمی شناسد، از آن صرفنظر خواهد کرد. باید بدانید طلا یعنى چه و چه ارزشى دارد، بعد بروید استخراج کنید.
«و من کلام له صلّى اللَّه علیه و آله: النّاس معادن کمعادن الذّهب و الفضّة».
آنچه که در این جمله شریف و کوتاه و پرمغز مورد نظر است، وجود
استعدادهاى پنهان در هر فردى از افراد انسان است. اینکه حالا بعضى این بحث
را به بحث جبر و تفویض و این چیزها متصل می کنند، این دور شدن از محتواى
واضح و ظاهر این حدیث شریف است. در این حدیث می خواهد بفرماید:
همچنان که معادنى وجود دارد که در اینها طلا هست، نقره هست - حالا این دو تا را به عنوان مثال ذکر کردهاند؛ معادن گوناگونى وجود دارد - و ظاهر کار، سنگ است، خاک است، زمین است، چیزى محسوس نیست، اما اگر بکاوید، اگر بشناسید، اگر قدر بدانید، در زیر همین سنگ و خاک معمولى، یک عنصر گرانبها پیدا خواهید کرد که ارزش آن با ارزش آنچه که در ظاهر دیده می شود، قابل مقایسه نیست، انسان ها هم همین جورند؛ یک ظاهرى وجود دارد که در حرکات و سکنات و گفتار و رفتار و کردار انسان ها، آدم اینها را مىبیند؛ اما یک باطنى هم وجود دارد که آن عبارت است از استعدادهاى متراکمى که خداى متعال در وجود انسان گذاشته است. البته این استعدادها یکسان نیستند - همچنان که معادن یکسان نیستند - اما همه در این جهت شبیه همند که آنچه در کمون است و آنچه در باطن وجود انسان است، بسى ارزشمندتر است از آنچه که شما در ظاهر مشاهده می کنید.
طرح شهید بهشتی
جوانی فرصت تکرار ناشدنی ای برای انسان است. سن جوانی سن تثبیت سبک زندگی انسان است. در این سن انسان آینده، هدف و سبک رفتاری خود را مشخص می کند. رفتارهایی که از جوان سر می زند ثمره دو دهه تربیت اوست. جوانی سن شروع تربیت نیست، به معنای دیگر، سن تغییر شناخت و رفتار نیست بلکه سن پرورش و رشد خصلت های تثبیت شده خود اوست.
علاوه بر نکته فوق در یک بررسی آسیب شناسانه فعالیت های تربیتی به وضوح می بینیم، نوجوان به محض ورود به سن جوانی، اگر نتوانست خود را دخیل در فعالیت های مسجد کند، کم کم به فراموشی سپرده می شود. غالباً دانشجویان و افرادی که به بازار کار وارد می شوند در این سن خطیر پس از طی سالها حضور در گروه های مسجدی، توفیق حضور در برنامه ها و اتصال به مسجد را ندارند. جوان در سن حساسی از لحاظ رفتاری است یعنی سالها مربیان تربیتی زحمت می کشند تا نوجوان این مرحله حساس بلوغ و نوجوانی خود را طی کرده و به مرحله ثبوت مذهبی برسد اما به محض ایجاد مشغله تحصیل و شغل و عدم مسئولیت در مسجد، این جوان دقیقاً در لحظه ای که نیاز به اتصال به مسجد و برنامه های دینی دارد، از مسجد جدا می شود. لذا ضرورت ایجاب می کند که فکر و طرحی برای جوانان 19-25 سال مسجدی شود تا بتوان نگاه مستقل و ویژه ای جهت انتقال معارف و مسائل تربیتی آموزشی به آنها داشت.
علاوه بر این نباید به جوانانی که مسئولیتی تربیتی اجرایی در مسجد به عهده می گیرند نگاه ابزاری داشت. یعنی این افراد وسیله ای هستند تا نوجوانان بیشتری به مسجد بیاید. این نگاه یک نگاه ناقص تربیتی است. چرا که این نگاه منجر می شود به این مطلب که من مربی به اندازه ای به ایشان محتوا بدهم که نیاز نوجوانان تحت نظر ایشان است و این افراد دیگر بهره ای از معارفی که خود در این سن به آنها نیاز دارند نمی برند. لذا لازم است طرح و برنامه ای مستقلاً به این جوانان عزیز تنظیم گردد.
تربیت به معنای روش رفتاری و گفتاری دادن به غیر است. قبلا بحث کردیم که انسان در چهار محیط خانوادگی ،آموزشی ،رفاقتی و شغلی الگوهایی تربیتی را می پذیرد و این امر مستلزم این نیست که ما قصد کنیم که از فلان شخص چیزی بیاموزیم یا او قصد کرده باشد که به دیگری چیزی بیاموزد ، این که انسان از محیط و افراد اثر می پذیرد یک اصل است و لازمه طبیعت بشری وی .
قصد روش دهنده در روش گرفتن مدخلیت ندارد، یعنی اینطور نیست که اگر او قصد کند، روش گیرنده میتواند روش بگیرد و اگر او قصد نکند، دیگری نمیتواند از او روش بگیرد. این مطلب دقیقی است که قبلاً هم به آن اشاره کردهام.
بحث من فقط متمرکز به یک گروه است و آنها کسانی هستند که قصد میکنند به دیگران روش بدهند. من میخواهم افرادی را مطرح کنم که از آنها به مربّیان تعبیر میکنند. مربّیان یعنی روش دهندگان و تربیت کنندگانی که میخواهند با قصد به دیگری روش دهند. در این رابطه مطالبی را در گذشته عرض کردم، ولی الآن میخواهم مستقلاً بحث کنم.
در کار تربیت، یک مربى ممکن است با انواع مشکلات و موانع روبرو شود، ناسازگارى فرزندان، بیمارىهاى گوناگون، همسران ناموافق، مشکلات شغلى، و اختلالات روانى اعضاى خانواده و دهها نمونه دیگر، ممکن است براى یک پدر یا مادر و یا سایر مربیان، به وجود آید، در این گونه موارد سزاوار است که آنان با بردبارى، حوصله، استقامت و پشتکار این موانع را تحمل نموده و به اهداف والاى تربیت بیندیشند.
رسول گرامى اسلام تحمل سختى و مشکلات در راه تربیت و اصلاح فرزند را به منزله جهاد در راه خدا مى داند و مى فرماید: «اى مردم! همه شما نسبت به زیردستان خویش نگهبان و مسئول هستید، کسى که به اصلاح خویش و دیگران مشغول است، همانند کسى نیست که تنها به اصلاح خود مىپردازد. کسى که آزار دیگران را تحمل مىکند، همانند کسى نیست که در رفاه و آسایش به سر مىبرد، تحمل سختىهاى خانواده و فرزند به منزله جهاد در راه خداست».
پدر و مادرى که در برخورد با حوادث دردناک و مشکلات طاقتفرساى زندگى مقاومت کرده و بردبارى از خود نشان دهند و خود را در پیچ و خمها و پستى و بلندى زندگى نبازند، فرزندان آنان نیز این چنین صبور و مقاوم خواهند بود.
مربیان برتر شخصیتى متین و استوار دارند، آنان در تندبادهاى حوادث و ناملایمات، پناهگاهى امن و پایدار براى فرزندان و نوجوانان خویش محسوب مىشوند.
امر تربیت و تعلیم از حساسترین و ظریفترین کارهایى است که یک مربى به عهده مىگیرد. مربى، پرورش موجودی با عظمت، پیچیده و داراى استعداد و خلاقیتهاى بىانتها را عهدهدار مىشود.
مربى شایسته و برتر کسى است که در پرتو الطاف خداوند متعال به ظرافتها و رموز اعماق وجود انسان پى برده و در مسیر تربیت از اطلاعات و امکانات وجودى خویش در این زمینه بهره گیرد.
مربى کامل و شایسته باید شرایط و صفاتى را دارا باشد، تا بتواند نسل نو را در رسیدن به قلههاى رفیع افتخار و در مسیر شکوفایى و سعادت به پیش برده و به مقصد نهایى رسانده و به اهداف عالى تربیتى رهنمون شود. در این بخش برخى از صفات و ویژگىهاى والدین شایسته و مربیان برتر را با توجه به سیره و سخن امام مجتبى (علیه السلام) تقدیم مىکنیم:
اولین و شاید مهمترین شرط برای احراز مقام امامت و هدایت مردم، اعتقاد قلبی و ایمان شخصی مربی به چیزی است که مردم را به سوی آن دعوت میکند. قرآن شرط امامت در میان بنیاسرائیل را ایمان و یقین شخصی میداند.
مرحلة دوم: برقراری ارتباط با متربی
ارتباط با متربی عبارت است از: همة بیان احساسات، انتظارها و نگرشهای خود نسبت به متربی، و متقابلاً، درک انتظارها و احساسات و نیازهای وی.9 اینکه همة پیامبران از جنس انسان و از قوم خود بودند، نشان از اهمیتی دارد که دستگاه نبوت و رسالت الاهی برای این امر قائل است. قرآن بر این امر تأکید دارد و میفرماید: «وَإِلَی عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً.»(اعراف: 65)
انبیا(ص) افزون بر این سرمایة گرانمایه که در اختیار داشتند، اقداماتی را نیز انجام میدادند تا ارتباط بیشتر شود. قرآن در آیات متعددی به این امر پرداخته، که ذکر همة آنها میسور نیست. از اینرو، به فهرست اجمالی آن اکتفا میکنیم. نگاه به آیاتی که روند فعالیتهای تربیتی پیامبران را گزارش کرده، نشان میدهد که فارغ از محتوای گفتوگوهای مزبور، روشهای مزبور کمک شایانی به ارتباطگیری با مخاطب و جلب اعتماد او میکند:
اولین و شاید مهمترین شرط برای احراز مقام امامت و هدایت مردم، اعتقاد قلبی و ایمان شخصی مربی به چیزی است که مردم را به سوی آن دعوت میکند. قرآن شرط امامت در میان بنیاسرائیل را ایمان و یقین شخصی میداند.
6. خشیت الاهی
مربی دینی نمیتواند به غیر از مصالح الاهی بیندیشد؛ فشارهای بیرونی و عافیتطلبیهای معمول از وی دور است. چنانکه قرآن در این آیه، مبلغان دینی را توصیف میکند: «کسانی که رسالتهای الاهی را به مردم میرسانند و از خدا میترسند و از احدی غیرخدا هراس ندارند و خدا برای حسابرسی کافی است.»(احزاب: 39)
7. دعوت خالص به خدا
قرآن برای آنکه نسبت به سلامت وحی و عصمت رسول اکرم(ص) تضمین دهد، چنان سختگیرانه در مورد شخص ایشان سخن میگوید که اعجابآور است: «و اگر وی برخی سخنان را بر ما برمیبافت، هر آینه او را به دست راست ـ کنایه از قوت و توانایی یا سختی و شدت ـ میگرفتیم، سپس رگ جان ـ دل ـ او را میبریدیم.»(حاقه: 44ـ46)
اولین و شاید مهمترین شرط برای احراز مقام امامت و هدایت مردم، اعتقاد قلبی و ایمان شخصی مربی به چیزی است که مردم را به سوی آن دعوت میکند. قرآن شرط امامت در میان بنیاسرائیل را ایمان و یقین شخصی میداند.
بخش اول
چکیده
تربیت فرایندی است که باید تجزیه و تحلیل شده، سپس مراحل آن تبیین شود. محققان باید با مطالعه در ابعاد وجودی انسان و شناسایی راههای نفوذ مربی در متربی، مسیر تربیت را تبیین کنند. حاصل این مطالعه در قالب یک «الگو» قابل عرضه است. مربیان با به کارگیری این الگو در صحنة عمل، به کار و تلاش خود سرعت و دقت بیشتری بخشیده، به ارزیابی فعالیتهای تربیتی خود میپردازند.
این تحقیق با مراجعه به آیات تربیتی قرآن و گزارشاتی که این کتاب الاهی از اقدامات تربیتی پیامبران(ص) ارائه کرده، تدوین یافته است. روش این پژوهش، تفسیر موضوعی است؛ ابتدا آیات مربوط جمعآوری، و سپس دستهبندی و تحلیل شده، با استفاده از این گزارهها، الگوی مدلی پنجمرحلهای پیشنهاد میشود تا مسیر کاری مربی دینی را سامان دهد. این عناوین عبارتاند از: 1. کسب صلاحیت، 2. ایجاد ارتباط، 3. دعوت به نگرش توحیدی، 4. دعوت به زندگی دینی و 5. ارزشیابی و تداوم تربیت.
نقل است در مدرسهی فیضیه، هنگامیکه امام خمینی(ره) به عنوان یکی از پایههای علمی و بزرگان حوزه شناخته میشدند، سالها به یکی از حجرهها میرفتند و در آن جا برای چند نفر، درس خصوصی میگفتند. این مطلب بسیار قابل تامل است که فردی در حد مرجع تقلید، وقت گرانبهای خود را صرف چند طلبه میکردند؛ آن هم نه زمانی کوتاه، بلکه سالها به طور پیوسته، شخصا به حجرهی آنان میرفتند تا برایشان درس بگویند. شهید مطهری یکی از افرادی بود که با چنین کیفیتی در محضر امام درس خواند. به همین خاطر امام، بعدها ایشان را «حاصل عمر» خود خطاب کردند.
شهید مطهری، هم از لحاظ ابعاد علمی و هم از لحاظ عمق دانشی، یکی از نوادر عصر حاضر هستند و کمتر کسی را میتوان مشابه ایشان یافت.
یکی از نکاتی که ایشان را برجسته میکند، اساتید بزرگی است که در زمان طلبگی، از آنان بهرهمند شدند.
اسلام به ما میفهماند که هر کاری، دو بعد دارد و تنها ظاهر و قالب آن، مهم نیست و علاوه بر آن، نیت نیز اهمیت دارد. بالاتر از اینها، آن چیزی که ماندنی است، ظاهر و شکل حرکات نیست، بلکه باطن و نیتهاست. از این رو اصل، نیت اصل است نه ظاهر. البته این دو، متمم و مکمل یکدیگرند و کار درست، بدون وجود ظاهر و باطن درست، محقق نمیشود. ولی به هر صورت، اصل و فرع را باید در نظر داشت. چیزی که از یک کار میماند، نیت و هدف انجام آن است، وگرنه ظاهر و شکل آن، فقط مخصوص همان لحظهای است که در آن اتفاق افتاده است. چون حرکت و زمان از یک جنس اند، هر دو رفتنیاند. چیزی میماند که از جنس رفتنیها نباشد؛ چیزی میماند که بالاتر و فوق زمان باشد. نیتها، فوق زمان است و میماند.
جلوه هاى تربیتى قیام عاشورا
ابعاد تربیت در قیام عاشورا
در یک نگاه، تربیت را مى توان در دو سطح «فردى» و «جمعى» به تحلیل نشست که هر یک
خود اقسام و زیرمجموعه هاى خاص خود را خواهد داشت. مثلا «تربیت اخلاقى» از
زیرمجموعه هاى تربیت فردى است و حال آن که «تربیت فرهنگى»، «تربیت اقتصادى» و... در
ذیل تربیت جمعى قابل دسته بندى اند.
جلوه هاى تربیتى قیام عاشورا
از قیام عاشورا در بعد تربیت، در حد شایسته سخن به میان نیامده و حال آن که این حرکت، نکات تربیتى قابل توجه و ماندگارى را در خود مستتر دارد. در مقاله حاضر بعضى از نکات تربیتى قریب به یک سال آخر زندگى امام حسین (ع) مورد توجه قرار گرفته است و در انتخاب گزینه ها نیز شبهات عصر، پرسش هاى روز و نیاز زمان مورد توجه جدى قرار گرفته اند.
سخنرانی حجةالاسلام انجوینژاد در نشست فعالان فرهنگی کشور
مشهد مقدس ؛ فروردین 92
سؤال - با توجه به نامگذاری امسال به سال حماسه ی سیاسی، اولا از کدام کاندیدا حمایت می کنید؟
دوما نظرتان راجع به ائتلاف 1 + 2 چیست؟
و اینکه چرا اینقدر محتاط عمل می کنید در سیاست و صریح و روشن کاندیدای خود را معرفی نمی کنید؟
پاسخ
- بحث محتاطی اصلا نیست. تا انتخابات ریاست جمهوری زمان زیاد مانده. من
مخالفم با اینکه برادران یک گزینه را در ذهنشان قطعی کنند و دیگر نتوانند
هیچ چیز دیگر را گوش کنند. گزینه ی محتمل را همه دارند.
وقتی آقای موسوی
کاندید شد، خوشحال هم شدیم! گفتم آدم ارزشی است. ولی هرچه جلوتر رفت دیدیم
اصلا یک چیز دیگر است! خیلی از آدم ها اینگونه هستند. اجازه بدهید، یک وقت
یک موردی، خلافی، حسنی دیدی نظرت برگشت. کاندیدا را محتمل در ذهنتان قرار
بدهید. «فبشّر عبادی الذین یستمعون القول»؛ شما هنوز قول ها را نشنیده اید
که!
بله بنده در ذهنم کاندیدای محتمل خیر الموجودین، با همین شرط -
دارم. باز هم می گویم خواهشا هرکسی را می خواهید حمایت کنید، مقدسش نکنید.
بلایی که سر ریاست جمهوری قبلی آوردند، خود همین بچه های حزب اللهی آوردند
اینقدر بزرگش کردند. مقدسش نکنید. در حد یک رئیس جمهور خیرالموجودین، یک
گزینه ی محتمل در ذهنتان داشته باشید.
و اصلا شما فکر می کنید تبلیغات رک این مدلی چقدر جواب می دهد؟ جلسه ی دیروز آقای ولایتی جواب داد برای شماها؟
ببینید
ما باید یک مقدار روی عقلانیت مردم کار کنیم. باید فکرها را راه بیندازیم.
این که امثال بنده بیایند بگویند به این رأی بدهید، به آن ندهید که همان
نگاه از بالاست که بنده با آن مخالفم.
سخنرانی حجةالاسلام انجوینژاد در نشست فعالان فرهنگی کشور
مشهد مقدس ؛ فروردین 92
سؤال - نظر
حضرتعالی در خصوص ایجاد و استارت اولیه ی کادرسازی مطلوب در یک سازمان مردم
نهاد فرهنگی چیست و چگونه باید این مهم آغاز گردد؟
پاسخ - گفتیم
انتخاباتی شود و کسانی که می رسند و فرصت دارند بیایند پای کار. این ها
الزاما لازم نیست خیلی آدمهای توانمندی باشند. فرصت داشته باشند بعد مشخص
می شود توانمند هستند یا نه. کلیتش این است که 4 نفر بزرگتر هستند و می
توانند حمایت کنند. همین مهم است. شما هر مجموعه ای را دور هم جمع کنید ،
بنده می تونم برای حمایت کردنش آدم پیدا کنم.
سخنرانی حجةالاسلام انجوینژاد در نشست فعالان فرهنگی کشور
مشهد مقدس ؛ فروردین 92
نکته ی دومی که در بحث تشکل ها مغفول
است این است که ما نظاممان همیشه تهرانی است! همیشه گفته ام، در انتخابات
قبلی و قبل تری و .. خدمت آقای احمدی نژاد هم گفتم.
قسمت عظیم جامعه ی
ما که شهرستان ها هستند، بشدت درجه دو اند! اگر شما در تهران منبر رفتی،
مطرحی، ولی اگر 20 برابر آقامجتبی تهرانی کار کنی در بندرعباس، هیچ کس نمی
فهمد! اصلا حسابت نمی کنند!
نگاه تهران به شهرستان یک نگاه درجه دو است.
ماها وقتی در شهرستان ها می درخشیم، می گویند عجیب است که آنجا توانسته
کار کند! انگار آنجا یک اکسیژن دیگری مصرف می کنند!
دلیلی که دوستان به
بنده محبت دارند این است که شهرستان ها را خیلی جدی می گیرم. نگاهم اینگونه
است. اصلا تهران و مشهد و قم منبر نمی روم. در این 3 شهر ورود پیدا نمی
کنم. اعتقادم این است افراد زیادی هستند، بخواهند کار کنند می کنند.
و در جاهای دیگر استعدادها و تفکرات زیادی می بینیم که فقط دو مطلب را ندارند :
1. رسانه در اختیارشان نیست.
2. در رسانه های تهران آشنا ندارند!
سخنرانی حجةالاسلام انجوینژاد در نشست فعالان فرهنگی کشور
مشهد مقدس ؛ فروردین 92
چند نکته ی فرهنگی را عرض می کنم. وقتی کسی می گوید
من یک آدم فرهنگی هستم، این خودش یک سیاست است. یعنی در حقیقت بحث فرهنگی
یعنی یک سیاستی که با جنگ نرم سیاست خودش را پیش می برد و هیچ آدمی نیست که
از هیچ مقوله ی فرهنگی، مطمع سیاسی نداشته باشد.
چون در معنایی که ما
برای سیاست در نظر می گیریم یعنی تاثیر بر اجتماع و جهان. حالا سیاسیون
وارد کار فرهنگی بشوند مسئله ی خودشان است! ولی کسانی که کار فرهنگی می
کنند حتما باید جزء فضای سیاسی؛ یعنی تاثیر گذاری بر جهان اطرافشان باشند و
این وظیفه ی دینی، شرعی و انسانی ماست.
منتهای مراتب، اولش بر می گردد
به اینکه نهادهای مردمی، در این تاریخ و دوره ای که حداقل بعد از جنگ در
کار فرهنگی بوده ایم و جنگ سخت را به جنگ نرم تبدیل کردیم،
در این فضا
ما تشکل هایی هستیم که دقیقا فقط کولی دادیم! کولی دادیم به این معنا نیست
که اجر کارمان سر جایش محفوظ نبوده، نه. تشکل هایی هستیم که در برهه های
سیاسی از ما استفاده کرده اند. این استفاده بعضی جاها حسن است و بعضی جاها
سوء. نمی شود بگوییم هر سیاسی که آمد از تشکل های فرهنگی استفاده کرد، سوء
استفاده بوده. بستگی به نیت آن شخص دارد. ولی تاریخ این را نشان داده. همین
اجتماع الان شما هم همین را نشان می دهد. اگر انتخاباتی نبود، احتمالا
مشهدی هم نبود و جلسه ای هم نبود.
شاد کردن پدر و مادر و یا همان نیکی به پدر و مادر که از موارد بسیار توصیه شده در آموزههای دینی است و نشانه احترام و ارزش قائل شدن برای زحماتی است که پدر و مادر برای ما متحمل شدهاند. خداوند در قرآن بیش از 23 بار صراحتاً و یا ضمناً انسان ها را به احسان و نیکى به پدر و مادر امر فرموده است. ائمه معصومین و نیز در سخنان و گفتار خود را به این فضیلت مهم سفارش و تأکید فرموده اند. حضرت رسول - صلی الله علیه و آله - فرمودند که: «نیکویی با پدر و مادر، افضل است از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا» و نیز حضرت على(ع) فرمودند: «برّ الوالدین من اکرم الطباع; نیکى به پدر و مادر, ارزشمندترین خُلق هاست.» امروز میخواهیم چند روش شاد کردن پدر و مادر و یا همان نیکی به پدر و مادر را معرفی کنیم.
عید
غدیر، عید الله اکبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید
اسلامى است. هیچ روزى در طول سال، فرخنده تر و مبارک تر از این روز مقدس
نزد شیعیان اهل بیت نیست.توجه ویژه به این عید بزرگ و شرح واقعه غدیر و بزرگداشت این روز در حلقه های صالحین لازم و ضروری است.برگزاری جلسات معرفتی ، برپایی جشن ، برگزاری مسابقات و ... می تواند برای حلقه ها برنامه ریزی شود.در اینجا چند پیشنهاد برای بزرگداشت این روز برای حلقه های صالحین ارائه می گردد:
پیشنهاد اول: همواره سادات در بین شیعیان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند و به همین علت رسم بر این است که شب عید غدیر و روز عید، مردم به دیدار و دست بوسی سادات و ذریه امیرالمومنین (ع) می روند و ادای احترام به سادات می کنند. این سنت براساس واقعه غدیر وحضور مومنان و حاجیان صحرای غدیر خم و تبریک به امیرمومنان , علی (ع) در لبیک به ندای پیامبر گرامی اسلام (ص) : من کنت مولا فهذا علی مولا انجام می گردد ؛ و سادات نیز ضمن پذیرائی با شربت و شیرینی و اهدای هدیه ای از میهمانان قدردانی می کنند.
انجام این سنت پسندیده توسط اعضای حلقه و دیدار با سادات بذر محبت و ارادت به خاندان اهل بیت علیهم الاسلام را در دل جوانان و نوجوانان می پروراند.
دیدار با امام جماعت و روحانیون محل و مسجد که سید هستند ؛ دیدار با خانواده شهدای سادات و اعضائ حلقه که از سادات هستند می تواند برای حلقه های صالحین در روز عید غدیر برنامه ریزی شود. قبل از روز عید غدیر در جلسه صالحین واقعه غدیر و آداب عید غدیر را برای حلقه ها تشریح کنید.
جرات کنیم و حرف بزنیم
باید جرات کنیم و حرف بزنیم ، در برابر هر مخاطبی ، حتی اگر
سلطان جهان باشد با آرامش و بدون خویشتنداری ، هر چه می خواهید با دقت تمام
، و کامل و درست بازگو کنید . حتی اگر احساس کنیم نمی توانیم ماهرانه از
عهده آن برآییم . از آنجا که اندیشه ، خاستگاه عمل را به وجود می آورد ، از
امروز این عبارت را با عزم راسخ و قاطع چندین بار در روز تکرار کنیم . من
جرات حرف زدن خواهم داشت ، اما نفوذ مستقیم کلام و تاثیری که می گذارد و
قدرت متقاعد کننده اش ، به وضوح و دقتش بستگی دارد . باید بتوانیم منظور
خود را به درستی بفهمانیم و در چند کلمه توضیحات لازم را بدهیم و بی آنکه
به اصل موضوع چیزی اضافه یا کم کنیم ، اطلاعات و دستورها را دقیق و روشن به
گونه ای نقل کنیم و در اختیار مخاطب بگذاریم که بی درنگ به اندیشه اصلی ما
پی ببرد . به این منظور باید خود را عادت دهیم تا معنی دقیق واژه ها را
دریابیم و مفهومشان را در قالب جمله موجز و روشنی بیان کنیم که ارتباط
معنوی کاملی دارند .
عرصه فرهنگ رنگ و بوی دنیایی ندارد. پس بر اساس هوا و هوس و اهداف مدیریتی
خود، قرارگرفتن در مقام و جایگاه های اجتماعی وارد تشکل نشوید.
موضوع فعالیتهای تشکل خود را بر مبنای احساسات و جوّ موجود در جامعه انتخاب نکنید.
گاهی برخی به دلیل توانمندیهای زیاد و انرژی فراوان دوست دارند کاری
کنند، اما این دوست داشتن با کار موثر انجام دادن و دل امام زمان (عج) را
شاد کردن، تفاوت دارد.
برخی تشکلها انسان اتوکشیده تربیت میکنند.
شما به عنوان فعال فرهنگی تکلیفگرا باشید و به تکلیف خود عمل کنید.
برخی به بهانه جذب در ساختارها و سازمانهای مدیریتی- دولتی وارد دورههای
آموزشی و فرهنگی میشوند. اگر زودتر از موعد مقرر شما را فعال و یا
کارشناس فرهنگی بدانند به شما ظلم کردهاند. زیرا جلوی احساس نیاز و تشنگی
شما را میگیرند. فعال فرهنگیِ حقیقی آنقدر نقش پررنگی دارد که اگر از
تشکل خود بیرون بیاید خسارت فراوان به تشکل وارد خواهد شد. زیرا در حقیقت :
فعال فرهنگی کسی است که در جامعه یا اثر دارد یا حرفی برای گفتن دارد.
برخی دلال فرهنگی هستند، نه فعال فرهنگی؛ نمیشود از فرهنگ پول در آورد.
در سیرهی علوی در سیاست و اقتصاد و فرهنگ، اثری از تمایلات دنیوی دیده
نمیشد.
گاهی نیروهای تشکلی شبکه نمیشوند و همدیگر را قبول ندارند. معمولاً حضور
در کلاس و دورهای را مفید نمیدانند. نقد هم نمیکنند. گاهی خود را نیز
قبول ندارند. گاهی اگر کسی خودجوش اظهارنظر میکند، ممکن است بقیه به او
برچسب بچسبانند و او را زیر سوال میبرند. پس هوای نفس خود را کنترل کنید و
دید خود را توسعه دهید.
در کار فرهنگی احساسات فرد را به کار یا چیزی تحریک و تربیت نکنید. بدون
آموزش، مهارت و حضور فرمانده، سرباز را وارد میدان جنگ نکنید. برای مثال
مقام معظم رهبری بیشتر به افسران جنگ نرم احتیاج دارد. اگر کسی را تحریک
کنید که بدون تخصص و مهارت بجنگد، بعد از مدتی نه مسئول گروه و نه افراد
تشکل، هیچکدام رشد نمیکنند.
بسیاری از تشکیلات «فردمحور» هستند. در تشکیلات خود از افراد بت نسازید.
این عمل مغایر با شایستهسازی و زمینهسازی کادر زبدهی ایمانی است. آدم
تربیت کنید. کاری کنید بقیهی افراد هم محور اساسی تشکیلات شما شوند.
چند نکته کلیدی برای فعالان فرهنگی
برای رهبری کار کنیم نه به جای رهبری.
در جریان کار فرهنگی قطبنما، جهتنما و دیدهبان نداریم. وضعیت فرهنگی شهر مشهد را به درستی رصد کنیم.
شهید مهدوی همرزم شهید حکمت میگفت: «چهقدر سنگین است ماندن نه واماندن.»
به رشد نیروها کمک کنیم و به تنهایی کار نکنیم.
هویزه نمونه جنگیدن در راه خدا با دستهای خالی است.
ابراهیم مرتضی و همسر ایشان در لبنان 15 هزار حزبالله لبنان تربیت کردند. به این فکر کنیم تا به حال چند انسان را تربیت کردیم؟
مربی و مسول تشکیلات باید توی چشم بزرگ باشد، نباید اون رو کوچک ببینند
وگر نه اون مقبولیت ندارد. بعضی از نیرو ها برای خوش گذرانی خوبند نه برای
اطاعت کردن.گاهی نیرو ها ما را دوست دارند با ما خوش می گذرانند ولی چیزی
از ما یاد نمی گیرند،از ما اطاعت نمی کنند.اگر انسان محبوب باشد ،مقبولیت
داشته باشد تو چشم ها بزرگ باشد دیگران اطاعتش می کنند. مربی و مسول
اینقدر باید مقبولیت داشته باشد که اگر به نیروها بگوید 4 صبح بیا،
بیایند،اگر بگوید تا شب چیزی نخور ،نخورند.
تواضع
برای ایجاد مقبولیت تواضع خیلی اثر دارد.حتما زندگی امام سجاد (ع)را مطالعه
بکنید یک حدیث از امام سجاد دیدم برای کار تشکیلاتی خیلی مهم است چون امام
سجاد به چند روش کار فرهنگی می کردند یکی همین صحیفه سجادیه است در قالب
دعا خواندن می باشد و دیگری حضرت برده می خرید و تربیت می کرد و بعد آزاد
می کردند. بعد از شهادت پدر و آن اوج استبداد و خفقان در زمان یزید کار
دیگری نمی شد کرد.
داستانهایی که در مورد برخورد امام سجاد با برده ها است خیلی زیباست از جمله این که می گویند آخر سال حضرت سجاد(ع) برده ها را جمع می کردند، عیب هایشان را ثبت می کردند و برای هر کدام پرونده ی فرهنگی، تربیتی داشتند و عیب هایشان را می نوشتند. حالا یادم نیست کارنامه هایشان را می دادند دست افراد تا کارنامه هایشان را ببینند یا خود ایشان عیب ها را می گفتند بعد حضرت فرمود: شما این گونه بگویید همین طور که اعمال ما را نوشتی روز قیامت اعمال تو هم همین طور ثبت است، قرآن می گوید در روز قیامت وقتی نامه عمل انسان را می دهند می گویند:عجب این چه طور نامه عملی است؟
به عنوان مربی یا مسوول تشکیلات باید مقبولیت داشته باشید.اگر مقبولیت
داشتید موفق هستید. مقبولیت لازم است ، نیروها باید تو را قبول داشته
باشند.نیرو ها کسی را که قبول ندارند تحت تاثیرش قرار نمی گیرند،شما الان
اگر کارگر بگیرید، به او پول می دهید فقط به خاطر پول کار می کند تا موقعی
که داری نگاه می کنی از ترس شما کار می کند ولی اگر مقبولت داشته باشید و
اگر عاشقت باشند خیلی فرق می کند.
برای کسب مقبولیت چند چیز لازم است:
اصل یازدهم= آگاهی از وظیفه:
کسی که یک "چرا" دارد تا برای آن زندگی کند میتواند تقریبا هرگونه "چطور" را تحمل کند.
ویژگیهای افرادی که به وظایف خود آگاهند عبارتند از:
اصل چهارم - ارتباط:
مثل یک انسان حکیم بیاندیشید اما به زبان مردم صحبت کنید. یک تیم صدای تعداد زیادی انسان است که تنها با یک قلب زندگی می کنند.بی پرده باید گفت ما نمی توانیم کار تیمی انجام دهیم مگر اینکه افرادی با قدرت ارتباط خوب داشته باشیم. بدون ارتباط تیمی در اختیار نداریم بلکه تجمعی از افراد را داریم.
ویژگی های شخصیتی مشترک اعضای یک تیم خوب:
· خودشان را از دیگران جدا نمی کنند.
· ارتباط برقرار کردن با خودشان را برای هم تیمی ها آسان می کنند.
· اجازه نمی دهد اختلافشان با هم تیمی ها بیش از 24 ساعت شود.
· به روابط بالقوه مشکل توجه دارند.
· ارتباطات مهم را به صورت مکتوب دنبال می کنند و نوع روابط را مشخص می کنند.
مقدمه:
یک گروه جهت پیشرفت سریع و فزاینده نیاز به کار تیمی و گروهی دارد .جهت نیل به این هدف ما باید از خود شروع کنیم.باید از درون به وحدانیت برسیم.وقتی به وحدانیت رسیدیم آن وقت دیگر کلمه ای به نام "من" وجود ندارد و می توانیم با دیگران «ما» را بسازیم.(باید «ما» را بسازیم)
متأسفانه در کشور عزیز ما کار تیمی از جایگاه خوبی برخوردار نیست. هر کس در جستجوی سروسامان دادن سریع به خود است یعنی یک نوع تسکین. اما چیزی را که مردم به آن نیاز دارند آمادگی و تناسب است. افرادی که بدنبال تسکین هستند وقتی فشار کمتر میشود انجام کار درست را رها میکنند اما افرادی که به دنبال آمادگی و تناسبند، آنچه را که باید انجام می دهند بدون توجه به اینکه شرایط چگونه باشد. انجام می دهند. به نظر من اصل اساس بقای سازمان ها، پیشرفت و به روز بودن و قابلیت رقابت هر سازمان بستگی به همین کار تیمی دارد.ما باید فرهنگ کار تیمی راهم در سازمان و هم در کشورمان بومی کنیم. اصول زیر برگرفته شده از کتاب اصول کار تیمی اثر جان ماکسول «متخصص رهبری در آمریکا» میباشد. و تمام این موارد هر کدام به صورت عملی در اکثر شرکتهای پیشرفته دنیا و افرادی که شهرت جهانی پیدا کردند بکار گرفته شده است. اینجانب بعد از مطالعه کامل این کتاب و پی بردن به این اصول ارزشمند، تصمیم گرفتم که آنرا بصورت مقاله ای مختصر و مفید ارائه دهم. نکته قابل توجه اینکه، اجرای این اصول نیازمند داشتن روح بزرگ و عزم راسخ جهت تحولی عظیم است و با توجه به عدم وجود رنگ خدائی در اصول جان ماکسول، میتوانیم از وجود خداوند متعال مدد گرفته و با توکل به آن منبع غنی، در اجرای این اصول بیش از پیش تلاش کنیم.
«الا بذکرا... تطمئن القلوب»
کار تیمی دارای اصولی است که جهت رسیدن به اهداف والای سازمانی باید این اصول اجرا گردد:
«بار آوردن، مانع پروراندن است.» در «بار آوردن»، طبیعت درونی یا اساساً در نظر گرفته نمیشود و یا فرع بر خواستهها و اهداف بیرونی (دیگران) است. اما در «پروراندن»، اصل و بنیاد مایههای تربیت و جهتگیریهای آن از درون متربی نشأت میگیرد. در مفهوم اخیر مربی همچون پرورش دهنده گل، گیاهانی را مراقبت میکند تا از گزند آسیبهای احتمالی برحذر بماند و به طبیعت خویش رشد کند. از اینجاست که چه بسا میان طبیعت از یکسو و هدفهای از پیش تعیین شده بزرگسال (فرهنگ و محیط) از سوی دیگر، ناسازگاریهایی نمایان میشود و کار آموزش و پرورش به صورت ستیز دائمی با طبیعت متربی در میآید.
پروراندن یعنی فراهم آوردن زمینه برای نمایاندن تواناییهایی که بر اساس فعالیت آزاد پرورشیابنده شکل میگیرد. اما بارآوردن شکلدادن طبیعت متربی بر اساس قالبها و هدفهای بیرونی و ساختگی است. در بارآوردن هدف از تربیت «رام کردن»، «اهلی ساختن» و «دستپروردهسازی» متربی است ولی در «پروراندن»، آزاد ساختن است.
شرح مسئله: به گمان بعضی از افراد، بدون پول و امکانات جریان صالحین در مساجد حتماً محتوم به شکست خواهد بود و کار کردن با دست خالی و بدون حمایت مسئولان حتی در مخیله ی این افراد نیز نمی گنجد.
پاسخ : اولاً در این خصوص تجربه ثابت کرده است که مساجد مدل و موفق صالحین کشور، هیچ وقت پول و امکانات حرف اول را نزده است بلکه در این مساجد، پیشرفت کلی جریان کار، بیش از همه، مرهون ایثار، مجاهدت و دلسوزی جوانان پرشور، مومن و انقلابی بوده است.